سخنی با خیرین؛ از حقوقی که غصب شد تا حقی که پایمال نشد…

سخنی با خیرین؛ از حقوقی که غصب شد تا حقی که پایمال نشد| خیریه سرای احسان

درآستانه عید غدیر، درست در جایی که استخوان‌های تاریخ می‌لرزد از عظمت یک نام علی قلم در دست گرفتم تا از هزار فرسنگ فاصله، از کنار ضریح مولایم، یادی کنم از کسانی که شاید هرگز نام‌شان در هیچ خطبه و روایت و حدیثی نیامده باشد، اما در ترازوی عمل، از بسیاری از مدعیان پیش‌ترند.

من امشب در نجف‌ام. در جوار حرم کسی که خطبه‌اش خط عدالت است، شمشیرش شمشیر صداقت، و سکوتش فریاد بلند حق‌طلبی. و از همین خاک مقدس، دلم پر می‌کشد به سوی خانه‌ای دور در تهران؛ سرای احسان، جایی که آدمی با آدمیت دوباره آشنا می‌شود.

غدیر، فقط یک ماجرا در تاریخ نیست.
غدیر، فقط «من کنت مولاه» نیست.
غدیر، لحظه‌ای است که حقیقت، لباس عیان بر تن کرد و دست علی، نه فقط به عنوان خلیفه بلکه به عنوان تراز انسانِ مؤمن، بالا رفت.
اما از همان لحظه، امتحان امت آغاز شد؛ و چه بسیار مردود شدند.

غدیر از ما پرسشی دارد که قرن‌هاست در گوش انسان زمزمه می‌شود:
آیا با علی ماندی؟
آیا با علی برخاستی؟
آیا تو نیز برای یتیم، برای گرسنه، برای دیوانه‌ای که کنج آسایشگاه افتاده، نگران شدی؟

سرای احسان، خانه انسان‌هایی است که جامعه فراموش‌شان کرده، همان‌طور که علی را فراموش کرد.
و خیرینی که به آنجا می‌روند، بی‌آنکه شاید بدانند، دارند به ندای غدیر پاسخ می‌دهند.

غدیر تنها در طلای عقیق و پرچم سبز نیست.
غدیر در دستان لرزان پیرزنی است که با تکه‌ای نان خشکی بر بالین بیماری می‌نشیند.
غدیر در چشمان مادری است که فرزند روان‌پریشش را رها نکرده.
غدیر در سینی چای داوطلبانه‌ای است که کنار بیمار روانی گذاشته می‌شود، با لبخندی بی‌منت.

اینجا، از جوار ضریح علی، از همین شب مقدس، از همین سکوت آسمانی، به خودم و به همه ما یادآوری می‌کنم:
غدیر، وظیفه است، نه فقط جشن.
غدیر، عهد است، نه فقط عید.
و ما وارثان خطبه‌ایم که در آن پیامبر، عدالت را به‌دست علی سپرد؛
و این یعنی، هر جا که عدالتی نیست، ما غدیر را فراموش کرده‌ایم.

امشب، دلم پر می‌کشد به بالین آن بیماران سرای احسان.
به دست‌های پینه‌بسته‌ی مددکارانش.
به نگاه‌های عاشقانه خیرینی که نه برای دیده‌شدن، بلکه برای وفای به علی، پای در آن خانه گذاشته‌اند.

ای کاش می‌شد هر شب غدیر باشد؛
نه در تقویم، که در رفتار ما.
در دست‌گیری ما از فرودستان.
در جرأت ما برای ایستادن کنار مظلومان.
در نترسیدن از شمشیرها، در نترسیدن از تنهایی.
در علی‌گونه‌زیستن، نه فقط علی‌گونه‌گفتن.

به امید آن روز که جامعه‌مان به‌اندازه‌ای از بلوغ برسد که غدیر را نه فقط یاد کند، که بفهمد.
و به امید آنکه خدمت به فراموش‌شدگان، نشانه‌مان باشد، نه فقط شعارمان.

از نجف تا تهران، از حرم تا آسایشگاه،
غدیر راه است، و ما هنوز در ابتدای آنیم.

علیرضا طاهری
عضو هیأت امنای سرای احسان
عید غدیر، نجف اشرف – ۱۴۴۷ هجری قمری / ۱۴۰۴ هجری شمسی

علیرضا طاهری

کارشناس امور حقوقی و قضایی / رئیس مرکز توانمند سازی سازمان های غیر دولتی/ فعال اجتماعی

مطالب دیگر مرا بخوانید

درج دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای دریافت آخرین اخبار، شماره خود را وارد کنید

سرای احسان

مرکز نگهداری و توانمند سازی بیماران اعصاب و روان

سر در ورودی خیریه سرای احسان - مرکز نگهداری و توانبخشی بیماران روانی مزمن

سرای احسان کجاست؟

سرای احسان یک مرکز خیریه مردم نهاد است که به طور شبانه روزی و رایگان از بیماران اعصاب و روان مراقبت می کند و سعی در توانبخشی آنها دارد.

درباره ما بیشتر بخوانید
به دنیای ساده آدم‌های آن‌سوی دیوار بپیوندید
مددجویان خیریه سرای احسان در مرکز نگهداری و توانبخشی بیماران روانی مزمن

سرای احسان

مرکز نگهداری و توانمند سازی بیماران اعصاب و روان درباره ما بیشتر بخوانید