آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1437
 بازدید امروز : 283
 کل بازدید : 1771441
 بازدیدکنندگان آنلاين : 3

مصاحبه با آقایان باباخانی و اسماعیلی

  • چند سال است که  در این موسسه فعالیت می­کنید و نحوه آشنایی تان با موسسه چگونه بود؟

آقای باباخانی : حدود یک سال و نیم قبل توفیقی داشتم که از سرای احسان بازدید کردم. برداشت من از این عزیزانی که مددجویان ما بودند در وهله اول عامل تحولی بود که در بنده ایجاد شد. بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم و خدمت آقای نعمتی رسیدم و با فعالیت های موسسه بیشتر آشنا گشتم. تصور من از سرای احسان، مکانی بهشتی بود. اعتقاد دارم که این مددجویان، عزیزترین بندگان خدا هستند و اگر بنا باشد بهشتی به انسان اعطا گردد، در درجه نخست به ایشان اهدا می­گردد. نزدیکی ما به چنین افرادی می­تواند راه رستگاری را برای ما گشوده گرداند. این بود که از طریق کمیته جلب مشارکتها وارد فعالیت های موسسه شدم و به تدریج وارد هیات امنا گشتم و با انتخاب همکاران محترم و محبت ایشان و از آنجا که بزرگ سنی بودم، این توفیق نصیب من گردید که ریاست هیات مدیره این موسسه را بر عهده گیرم. اما حقیقت این است که با آن فکر و اندیشه و هدف و نگاهی که این مجموعه دارد، ما رئیس و مدیرعامل و... نداریم و اگر قرار است اینجا یک خیریه باشد، به باورم می­بایست با تعاون، همکاری، کمک و محبت و با عشق اداره گردد. من نیز گوشه کوچکی از این موسسه هستم که ان شاالله بتوانیم به بهترین نحو اداره نماییم. البته این را اعتقاد دارم که از همه دوستانی که در هیات امنا و هیات مدیره موسسه هستند، من ناقابلتر و کمتر هستم، لیکن شاید خواست خداوند بوده که این توفیق  را پیدا کنم.

  • آیا تا کنون سابقه فعالیت در امور خیریه- چه به طور دایم و چه به صورت موقت- داشته اید؟

آقای باباخانی : بله، دورا دور با خیریه هایی همکاری داشته ام. یادم هست که از دوران کودکی علاقه خاصی به هموطنانم داشته ام و همواره نوعی روحیه تعاونی در ذات من وجود داشته و از آنجا که این موسسه یک محیط فرهنگی است و در اساسنامه اش نیز بر غیرانتفاعی و مردمی بودن آن تاکید گشته است، باعث جلب بیشتر من شد. از بدو تاسیس این موسسه در سال 77 تعداد زیادی از عزیزان، زحمات بسیاری را متحمل شده اند تا موسسه به شکل آبرومند کنونی درآید و ما باید به خودمان ببالیم، موقعی وارد این مجموعه شدیم که امور به تکامل رسیده بود.

آقای اسماعیلی : حاج آقا باباخانی یک چهره شناخته شده در امور خیر هستند. بنده می­بایست مواردی که ایشان از روی تواضع اشاره نکردند را خدمت تان عرض کنم. واقعا اگر با ایشان از نزدیک تعامل داشته باشید، متوجه می­شوید که صبح تا شب ایشان کار خیر است و حضورشان منشأ خیر و برکات زیادی است. از جمله ایشان متولی یک درمانگاه خیریه در سه راه ضرابخانه هستند که در حال حاضر مدیرعامل مجموعه می­باشند. همچنین مدت هاست که ایشان از حامیان موسسه بهنام دهش پور که از بیماران سرطانی حمایت می­کند می­باشند و موارد متعدد دیگر که خودشان اشاره نکردند.

آقای باباخانی : آقای اسماعیلی به بنده لطف دارند. بنده همیشه علاقه مند بودم که علی رغم ناتوانی جسمی، تمام زندگیم را صرف چنین امور خیری نمایم.

  • در دوره مدیریت تان بنا  دارید چه برنامه خاصی را دنبال نمایید؟

آقای باباخانی : ما می­بایست به جایی برسیم که در درجه اول امکانات زندگی و رفاهی و مددجویی این عزیزان را به نهایت ایده آلی که اعتقاد داریم برسانیم. بعد از این مرحله باید در فکر کم شدن ورودی این عزیزان به مجموعه باشیم. در طی سالهای گذشته به من اطلاع دادند که در حدود 13تا14 هزار نفر موفق شدند سلامتی خودشان را به طور نسبی به دست آورند و ما می­بایست در فکر ورود آنها به جامعه باشیم، طوری که بتوانند استقلال خود رابه دست آورند و به راحتی جذب جامعه گردند. علاوه بر این، ما با نگاهی آسیب شناسانه در پی پیشگیری از آسیب های اجتماعی هستیم که امیدواریم در عمل نیز موفق باشیم.

  • طی مدتی که در این موسسه تشریف دارید، چه ویژگی های خاصی را در آن مشاهده نمودید؟

آقای باباخانی : ماهیت اموری که در این موسسه صورت می­پذیرد، بسیار خیر و تاثیرگذار می­باشد. در نتیجه فعالیت در آن برای بنده بسیار مایه امید و تاثیرگذار است.

  • هنگامی که به سرای احسان تشریف می­برید، چه احساسی به شما دست می­دهد؟

آقای باباخانی : اعتقاد بنده این است که این عزیزان به عنوان افرادی که به خاطر شرایطی از جامعه جدا گشته اند، دارای ویژگی های خاصی هستند. احساس می­کنم هر چه دارند جز پاکی، صداقت و خوشرویی نیست. زمانی که با آنها طی می­کنم چنان برایم لذت بخش است که گویی جز گذر عمرم به شمار نمی­رود.

  • به نظر شما در شرایط کنونی جامعه مهمترین موانعی که می­تواند در انجام امور خیر وجود داشته باشد، چیست؟

آقای باباخانی : از همان ابتدا من مشاهده می­کردم که روحیه نوع دوستی در بین مردم این آب و خاک به وفور وجود دارد. هرکس به توان خودش خیریه ای(پرورشگاه، درمانگاه و...) درست می­کرده است.الان هم این روحبه در مردم هست. با این همه مشکلات اقتصادی که به وجود آمده، هنوز مردم ما مردم خوبی هستند. وقتی جایی مراجعه کنند و ببینند که احتیاج به کمک واقعی دارد، با هر توانی که دارند کمک خواهند کرد. بنابراین مشکلات اقتصادی حتی در این شرایط مطرح نیست. مردم ما انسان های باهوش و زیرکی هستند. اگر باورشان شود که موسسه ای به صورت جدی کار خیر انجام می­دهد،صادقانه و عاشقانه کمک خواهند کرد. مساله اینجاست که شاید در دنیا هم این رسم باشد که یک عده از اسم خیریه سوء استفاده می­کنند. در کشور ما نیز شاید تنها حدود ده تا پانزده درصد، خیریه های واقعی باشند. بنابراین اگر بتوانیم اعتماد مردم را جلب کنیم در این راه موفق عمل کرده ایم. به عنوان مثال شناختی که مردم از بنده دارند باعث می­شود با علاقه مندی در امور خیر مشارکت نمایند. به نظر من اگر روحیه همبستگی و همکاری در بین ما حفظ شود به راحتی می­توانیم به ایده آل هایمان دست پیدا کنیم.

  • در پایان اگر نکته خاصی باقی مانده، بفرمایید.

آقای باباخانی : مساله خاصی باقی نمانده. فقط از خداوند خواستارم به بنده این توفیق را عنایت نماید که طی این مدت بتوانیم به این آرمان ها و ایده آل هایی که در ذهن داریم، دست پیدا کنیم تا بتوانیم گام محکمی در جهت خدمت به این عزیزان که بخشی از جامعه ما  را تشکیل می­دهند برداریم.

آقای اسماعیلی : بنده به نوبت خودم، مثل آقای باباخانی، وظیفه خودم می­دانم از کارهایی که تا کنون صورت پذیرفته، صادقانه و خالصانه نهایت تشکر را داشته باشم. چون انصافا کار خیلی بزرگی صورت پذیرفته. در واقع از هیچ با یک شرایط خیلی سخت و با یک امکانات حداقلی، این مجموعه به یک موسسه خیریه ای بدل گشته که شناخته شده است. در حدود 13 الی14 مددجو را زیر بال و پر گرفته که از این تعداد بالغ بر 13 هزار نفر ترخیص شده اند و به وضعیت نرمال اجتماعی دست پیدا کرده اند. بقیه نیز که به دلیل استانداردهای روانی نتوانستد ارتقا پیدا کنند. در سرای احسان نگهداری می­شوند. کارهای بسیاری صورت پذیرفته که صادقانه می­بایست دست تک تک افراد گذشته را که از دل و از عشق مایه گذاشتند بوسید. اما این سیستم هم مثل هر سیستم دیگر می­بایست نگاهش رو به جلو باشد و در تکاپوی پیشرفت و توسعه باشد. واقعیت تلخ جامعه ما نیز از آنجا ناشی می­شود که بحث آسیب های اجتماعی اولا یک مبحث جدیدی است که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است و جای کار زیاد دارد و ثانیا مصادیق این آسیبها مبتلابه بسیاری در جامعه امروزی دارد.

به هر حال نباید ما به این قانع شویم که این تعداد آسیب دیده از موسسه ما احیا شده اند و به جامعه باز گشته اند و ما هم اکنون از حدود پانصد نفر مراقبت دائم می­کنیم. باید به این مساله توجه نماییم که در حال حاضر شمار قابل توجهی آسیب دیده اجتماعی بدون متولی و بدون برنامه، در چه شرایط سختی گذران زندگی می­کنند و بی تردید ما نسبت به آنها مسئول هستیم و باید برای آنها برنامه داشته باشیم.به همین دلیل موسسه ما هم برای آینده نگاهی توسعه ای و تحول گونه دارد. حال توسعه می­تواند توسعه کمی باشد.به عنوان مثل تعداد سرای احسان افزایش پیدا کند یا در استانهای دیگر مراکز مشابهی تاسیس گردد. توسعه کیفی نیز به این مربوط میشود که همین موسسه ای را که در تهران داریم به سمت کیفیت بهتری هدایت کنیم که در این راستا همان طور که حاج آقا باباخانی به درستی اشاره کردند، می­بایست وارد مباحث پیشگیری شویم. هم اکنون موسسه در موضوع آسیبهای اجتماعی منفعل عمل می­کند(از آسیب دیده ای که به موسسه معرفی می­شود حمایت می­کند) این کافی نیست، باید فعالانه تر و موثرتر با تاکید برمقوله پیشگیری و با استفاده از ابزارهایی مثل پژوهش وارد عمل شویم.در این راستا یکی از افق های زیبایی که این موسسه در پیش گرفته، تاسیس مرکز مطالعات و امور پژوهشی با توجه به مسایل موجود در کشورمان می­باشد.

امیدواریم به جایی برسیم که خدمات ما برای مددجویانمان بیش از خدمات کنونی باشد. یعنی بیش از نگهداری بتوانیم به طور جدی تر وارد درمان کامل شویم، بحث آموزش را جدی بگیریم و بتوانیم طوری به ظرفیت های مددجویان بها دهیم که پس از ورود به جامعه بتوانند مستقلانه زندگی شان را اداره نمایند. این ظرفیت ها و توانایی ها می­بایست به فعلیت تبدیل گردد. قشنگترین اتفاقی که می­تواند رخ دهد این است که کمک کنیم تا مددجویانمان تا حداکثر تعداد ممکن مجددا به شرایط نرمال اجتماعی باز گردند که نیازمند یک برنامه ریزی جدی است. با ورود مدیران بنا داریم که ان شاالله این موسسه به یک محور در مباحث آسیبهای اجتماعی مبدل گردد و زمینه های هم افزایی بین خیریه هایی از این دست را فراهم نماید.

همان طور که حاج آقا نیز اشاره نمودند، مردم ما به لحاظ دست به خیر بودن، مردم خیلی خوبی هستند. به عنوان شاهد ادعا این متکدی های بیشماری که در معابر هر روزه مشاهده می­کنیم، یک وجه تلخی دارد که ما با پدیده تکدی گری مواجه هستیم که این باعث تاسف است. وجه دیگر آن این است که این گونه افراد پاسخ می­گیرند و مردم به آنها کمک می­کنند. این خود نشان می­دهد که مردم ما اهل دستگیری و صدقه دادن می­باشند. منتها در موضوعات خیرخواهانه می­بایست اموری از قبیل آموزش، تشویق و مهمتر از همه شفاف سازی و اعتمادسازی در مردم جدی تر مورد توجه قرار گیرد. چنانچه موسسه ما در این حوزه محور قرار گیرد در مشارکت با سایر خیریه ها می­تواند موثر واقع شود. یعنی ما می­توانیم در قالب برنامه های مشترکی که با سایر خیریه ها خواهیم داشت، در بدو امر با انجام یک کار پژوهشی دغدغه های مردم را در ارتباط با کار خیر مورد جست و جو قرار دهیم و حتی این تجربیات را در اختیار حاکمیت قرار دهیم. باید نگرانی های مردم در مورد کمک را  از بین ببریم(مثلا  اعتمادسازی نسبت به صندوق های صدقات کمیته امداد و حتی صندوق های موسساتی چون محک) این نشان می­دهد که ما می­بایست کار فرهنگی انجام دهیم و زمینه های دستگیری مردم را تقویت کنیم.

 در نهایت جایگاه موسسه ما در کشور در دو حوزه قابل بررسی است. آنچه می­توانست باشد و آنچه هست. خیلی کارهای انجام نشده داریم که به لطف خدا و همیاری دوستان باید در مسیر بایدها حرکت نماییم. ظرفیتهای ما خیلی بیش از این چیزی است که مشاهده می­کنیم. اما از آن طرف از خیریه های فعال در سطح کشور تنها درصد کمی رزومه قابل قبول و قابل دفاعی دارند که ما جز یکی از بهترین های این درصد کم هستیم. موسسه ما دارای یک مجموعه ای به نام سرای احسان است که به شدت از عملکرد ما دفاع می­کند. هر کس بخواهد از فعالیت های ما اطمینان حاصل کند، کافی است به سرای احسان واقع در کهریزک مراجعه کند تا متوجه عملکرد مفید این موسسه شود. این نقطه قوت کار ماست که باعث شده یک ویترین موجه قابل ارایه داشته باشیم که خیلی ها ندارند.

 

 

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه خیریه حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی می باشد.