آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 66094
 بازدید امروز : 239
 کل بازدید : 1771397
 بازدیدکنندگان آنلاين : 16


  چاپ        ارسال به دوست

خواسته‌ای جالب از سوی مسئول خانه احسان

مدال‌های پارالمپیک را برای بیماران اعصاب هم کنار بگذارید

حس خوبی است؛ اینکه از نزدیک شاهد نمایش رویدادهای معکوس باشم. معکوس با آنچه در ذهن و تصورات من و خیلی‌های دیگر می‌گذرد. در تصورات معمول جامعه، بیمار اعصاب و روان باید فردی گوشه‌گیر، خودخور یا پرخاشگر و احتمالاً با رفتارهایی تند و تیز باشد. اینجا اما اوضاع جور دیگری است، ورزشکاران و بازیکنان عادی برخورد می‌کنند و تماشاچی‌ها و حاضران در سالن هم سرِ ذوق و انرژی هستند. به نظر می‌رسد، شعرهای زیادی بلد نیستند، اما همان چند شعری که بلدند را دسته‌جمعی می‌خوانند تا رفقا یا تیمشان را تشویق کنند.


مدال‌های پارالمپیک را برای بیماران اعصاب هم کنار بگذارید

وقتی طناب‌کشی حیثیتی می‌شود

داور را که موهای جوگندمی پر و کمری خمیده دارد، صدا می‌کند تا طناب‌کشی را شروع کنند: «پدرجان، بیا! همه معطّلند.» برمی‌گردد، چهره‌اش چهره تکیده مردی جوان، حدود 30،35 ساله است. مردی که ظاهراً از همراهان  و اقوام اوست،‌ می‌گوید: «موهایش سیاه بود. چهارشانه، قدبلند و عاشق ورزش بود. بعد از تصادف کم حرف شد و کم‌غذا. قوزکرده یک گوشه می‌نشست. ظاهرش تغییر کرد. متوجه شدیم دچار بیماری اعصاب شده است. حالا مدتی است که تحت درمان است و شکرخدا بهتر شده است. همین که شنیدیم مسابقه ورزشی برای بیماران اعصاب برگزار شده، استقبال کردیم تا حالش بهتر شود. یکی از آن‌هایی که در مسابقه طناب‌کشی شرکت کرده را صدا می‌کنم و می‌پرسم: «برنده شدن چقدر برایت مهم است؟» نگاهی خیره به زمین می‌اندازد. دستانش را بی‌کنترل در هوا تکان می‌دهد و می‌گوید: «حیثیتی است؛ باید برنده شویم.» کمی آب نوشیده و رمق گرفته است. دوباره به سمت زمین می‌دود تا به رفقایش کمک کند، اما داوران مسابقه مخالفت می‌کنند؛ مخالف قوانین مسابقه است. خیلی منطقی با آن‌ها حرف می‌زند و بحث می‌کند. طوری که اگر کسی بر مبنای این لحظه احوالش را بررسی کند، متوجه نمی‌شود او بیماری اعصاب دارد. یکی از روانشناسان همراه بیماران می‌گوید: «به طور قطع نمی‌توان گفت اما ورزش کمک می‌کند حال بیمار اعصاب بهتر شود. هیجان بیماران موقع ورزش صحیح‌تر بروز کند. انرژی‌های انباشته‌شان که می‌تواند به صورت منفی سرریز کند، کمتر می‌شود.»


آقای گزارشگر ناشناس

«یک پاس عرضی، حالا توپ زیر پای شماره 6 می شینه، غزال تیزپا می‌دوه. یک پاس بلند... برای شماره 8. چه می کنه این شماره 8...» دستش را گذاشته جلوی دهانش با انرژی و هیجان مسابقه فوتبال را گزارش می‌کند. اسم آقای گزارشگر «علی» است وقتی می‌پرسم از کدام استان آمده‌اند، حس خوبی ندارد و می‌گوید: «تو را اونها‌ فرستاده‌اند؟» با ترس عقب می‌نشیند. برای اینکه اعتمادش را جلب کنم، می گویم: «من خبرنگارم.» نمی‌دانم ترس و حس بدش به «اونهایی» که می‌گوید و ازشان واهمه دارد از کجا ناشی می‌شود و اصلاً منظورش چه کسانی است؟ پاسخم اعتمادش را جلب کرده است. بدنش را روی سکوی سالن سُر می‌دهد و جلو می‌آید. با لبخند می‌گوید: «آخیش! اونها خیلی اذیتم می‌کنند. مربی‌ها می‌دونند. میکروفن نداری خبرنگار؟!» مرد دیگری که ظاهراً دوست اوست، می‌گوید: «خیلی خوب گزارشگری می‌کند مثل گزارشگرهای معروف تلویزیونی. حیف خودش تنگی نفس دارد و نمی‌تواند خوب بدود. رفیق ما ناشناس است. قول دادم به جای او گل بزنم.» شماره 6 تیزپایِ گزارشِ آقای گزارشگر یکی از مددجویان مراکز نگه‌داری بیماران اعصاب و روان شهر ایلام است، بازیکن باتعصبی است. این را می‌توان از حرف‌هایش متوجه شد. رفقایش لقبی مانند نام‌های سرخپوستی برایش انتخاب کرده‌اند؛ «سریع و خشن» بیرون از سالن مشغول نوشیدن آب است به او می‌گویم: «چرا آنقدر عصبی هستی؟ آرام‌تر بازی کن.» می‌گوید: «تا حالا دیدی کسی مفتکی و بی زحمت قهرمان شود؟! باید تلاش کرد. بازیکن فوتبال باید غیرت و تعصب داشته باشد.» حرف‌هایش تلنگر خوبی است به آن‌هایی که می‌خواهند نابرده رنج، گنج ببرند.


نبردم اما خوشحالم!

صدای تشویق بانوان حاضر در سالن ورزش که هرکدام از یک مرکز مراقبت روزانه یا شبانه‌روزی بازتوانی بیماران اعصاب و روان آمده‌اند، سالن را پر کرده است. به گفته کارشناسان ورزشی و مسئولان برگزاری مسابقه، خانم‌ها از میان رشته‌های ورزشی جشنواره به تنیس و طناب‌کشی علاقه بیشتری دارند. همهمه دوست داشتنی‌شان؛ صدای تشویق‌هایشان به گوش بیماران هم‌سَرایی‌شان می‌رسد. گاهی نگاهی به جایگاه تماشاگران می‌اندازند و سری به نشانه چشم گفتن، تکان و به بازی ادامه می‌دهند. انگار می‌خواهند به دوستانشان اطمینان بدهند، بازنده از میدان مسابقه بیرون نمی‌آیند. «فانوس» یکی از بیماران سرای احسان است. بیماری که مراحل درمانی و بازتوانی را خوب طی کرده و حالا در خانه‌های حمایتی مرکز همراه 3 هم اتاقی‌اش، زندگی مستقلی تجربه می‌کند. خانه‌هایی که دور از بخش‌های درمانی و نگه‌داری این مرکز قرار و ساختاری شبیه خانه دارند. این شرایط برای این است بیماری که نسبت به بقیه شرایط بازتوانی را بهتر طی می‌کند، بتواند با زندگی در خانه‌های حمایتی، شرایط زندگی مستقل،‌ برگشتن به دامن خانواده و جامعه را تجربه کند.» درباره حضورش در این مسابقه می‌گوید: «من نتوانستم، مدال و رتبه به دست بیاورم اما اصلاً ناراحت نیستم. مهم نیست که نبردم. همین که توانستم در یک مسابقه ورزشی واقعی شرکت کنم، اندازه یک دنیا برایم ارزش دارد. شوخی نیست که. این همه ورزشکار از همه جای ایران آمده‌اند.»


کی گفته ناتوانیم؛ ما باتوانیم!

صبحِ پرشورِ افتتاحیه جشنواره ورزشی بیماران اعصاب و روان که سرای احسان تهران اجرا، میزبانی و برنامه‌ریزی آن را برعهده داشته و با مشارکت سازمان بهزیستی کشور همراه شده به غروبِ اختتامیه رسیده است. ورزشکاران 11 ساعت، رقابت ورزشی سخت و جدی را پشت سر گذاشته‌اند. «رحمان» از مشهد راهی این مسابقه شده است و می‌گوید: «اصلاً خسته نیستم به سختی‌اش می‌ارزید. موقع مسابقه حس می‌کردم قوی‌تر هستم.» نوبتی هم باشد، نوبت آن است که برگزیدگان بازی‌های گروهی و انفرادی تجلیل شوند. حاضران در سالن، حس قهرمانان مسابقات جهانی ورزشی را دارند.  دور زمین می‌دوند، شادی می‌کنند. فیگورهای شادمانی و پیروزی مرسوم قهرمانان ورزشی را به خود می‌گیرند. در نهایت بنابه مجموع امتیازها، مراکز نگه‌داری، مراقبت و بازتوانی بیماران اعصاب و روان برگزیدگان اعلام می‌شود. به ترتیب «سرای احسان» تهران با 50 امتیاز، اول. «جامی» خراسان با 20 امتیاز، دوم. همچنین «فجر امید» شهریار با 16 امتیاز، رتبه سوم مسابقات را کسب کردند. همچنین مجموعه «شمیم کوثر» ایلام هم کاپ اخلاق این رقابت را از آن خود می‌کند. جشنواره ورزشی به پایان رسیده است. ورزشکاران تهرانی راهی سراهای خود می‌شوند. ورزشکاران شهرستانی هم یک شب دیگر مهمان تهران هستند و در خوابگاه‌های تعیین شده اسکان داده می‌شوند تا روز بعد راهی شهرهای خود شوند. یکی از بیماران اعصاب و روان که خودش را «فاطمه» معرفی می‌کند و می‌گوید که از شهرستان به تهران آمده‌اند، نظرش را درباره این رقابت ورزشی ویژه بیماران و اعصاب و روان این‌طور اعلام می‌کند: «درست است که بیماریم اما خوب از عهده این مسابقه برآمدیم. خانواده‌های بچه‌ها بفهمند کلی ذوق و به ما افتخار می‌کنند. کی گفته بیمار اعصاب و روانِ ناتوانیم. اتفاقاً ما خیلی هم باتوانیم» اصطلاحش؛ «باتوان» اصلاً متعارف نیست اما حسابی به دل می‌نشیند. کلمه‌ای بی‌پیرایه و دوست‌داشتنی. دوست دارد در شهر آن‌ها هم رقابت‌های ورزشی ویژه بیماران اعصاب و روان برگزار شود.


جای خیّران ورزشی خالی است

ایده برپایی جشنواره ورزشی بیماران اعصاب و روان به سرای احسان تهران تعلق دارد اما سازمان بهزیستی کشور با فراخوان و دعوت از مراکز نگه‌داری از بیماران اعصاب و روان در این برنامه خلّاق مشارکت خوبی داشت. «علیرضا طاهری» مدیرعامل این سرا می‌گوید: «از همان دور نخست از دیگر مراکز بهزیستی هم دعوت کردیم تا در این رقابت‌ها حضور داشته باشند. دوره هشتم یعنی این دوره با حضور 72 تیم از 22 شهرستان کشور با حضور 854 ورزشکار برگزار شد. این رقابت‌ها برای آقایان در 7 رشته و بانوان 6 رشته ورزشی برگزار شد. رشته‌هایی که بیماران اعصاب و روان در آن با هم به رقابت پرداختند فوتسال، فوتبال دستی، شطرنج، دارت، طناب کشی، دومیدانی. به برگزیدگان مسابقات گروهی و انفرادی کاپ، مدال و حکم قهرمانی اهدا شد.» طاهری درباره توانایی‌های ورزشی شرکت کنندگان می‌گوید: «توانایی‌هایشان در حدّ آماتور است. البته در سرای ما و احتمالاً دیگر سراها ساعت ورزش و مربی ورزش دارند اما توانایی این بچه‌ها معمولی است. با این حال با عشق و علاقه ورزش می‌کنند. ما هم انتظار خارق‌العاده بودن از آن‌ها نداریم. با این حال کاش ورزشکاران و مربیان علاقمند به مشارکت در کارهای خیر و بازتوانی بیماران اعصاب و روان قدم جلو بگذارند و به ما کمک کنند. ما در زمینه‌های مختلف خیّر و همیار داریم اما در زمینه ورزش این نیاز به شدت حس می‌شود.»


پاراالمپیک؛ آرزوی ما

امسال مجموعه ورزشی کارگران شهید معتمدی میزبان این رقابت‌ها بود. دکتر «فرهاد رمضان‌نژاد» از مسئولان سرای احسان و روانشناس درباره پیشینه این رقابت‌ها می‌گوید: «سرای احسان سالن ورزشی دارد اما برای حضور ورزشکاران چنین رقابتی باید سالن بزرگ‌تری تأمین می‌شد. همچنین برای اسکان ورزشکاران مراکز نگه‌داری از بیماران اعصاب و روان دیگر شهرها هم باید جایی در نظر گرفته می‌شد. دوره ششم این مسابقات در سالن ورزشی «باقرشهر» برگزار شد. دوره هفتم در منطقه 17، دوره هشتم هم به میزبانی منطقه 12 یعنی این سالن. البته برای برگزاری این جشنواره به دنبال اجاره مجموعه ورزشی آزادی بودیم یا مجموعه فرهنگی- ورزشی انقلاب اما متاسفانه ممکن نشد. ظاهراً این مجتمع‌ها را پیمانکاران اداره می‌کنند نه نهادهای دولتی که بتوانند رایگان یا با تخفیف در اختیار ما قرار دهند.» شادی و نشاط بیماران اعصاب و روان بعد از اجرای این رقابت او را هم سر ذوق آورده و می‌گوید:‌ «از برپایی این جشنواره ورزشی فقط یک هدف را دنبال می‌کنیم. اینکه شرکت‌کنندگان حس شادمانی، فراغت و توانایی کنند. بعضی از ورزشکاران ما کسانی هستند که توانایی ورزشی آن‌ها در حد آماتور است اما همان‌طور که بین بیماران افراد فرهیخته و تحصیل‌کرده داریم، بیمارانی هم داریم که پیش از این ورزشکار بوده‌اند اما متاسفانه بعدها دچار بیماری شده‌اند. برای مثال یکی از بیماران ما با آقای «وحید شمسایی»؛ چهره معروف فوتسال در یک سالن ورزش می‌کردند. امیدواریم ورزش کمک کند به بیماری‌شان غلبه کنند، البته این را هم بگویم که بعضی بیماران اعصاب و روان توانایی‌های ورزشی قابل قبولی دارند. مثلاً در شطرنج و دارت بیماران ما واقعاً قوی هستند و خوب بازی می‌کنند.» از برنامه‌ریزی‌شان برای ترغیب سازمان‌های ورزش جهانی برای اختصاص چند رشته ورزشی برای حضور بیماران اعصاب و روان در رقابت‌های پاراالمپیک می‌گوید: «دغدغه این را داریم که بتوانیم شرایط آموزش و تمرین حرفه‌ای ورزش را برای برگزیدگان این رقابت‌های ورزشی فراهم کنیم. حتی با وزارت ورزش و جوانان کشور برای اعزام این عزیزان به رقابت‌های پاراالمپیک رایزنی کنیم. دوست داریم کشور ایران و سرای احسان پیشنهاددهنده این حضور باشد تا چنین شاخه‌ای هم به مسابقات ورزش جهانی معلولان افزوده شود. دست‌کم به نظر من این بیماران حق دارند لیگ‌های ورزشی مخصوص خود را داشته باشند. تمام این تلاش‌ها، بایدها و نبایدها برای این است که این بیماران را به جامعه و شرایط یک زندگی عادی برگردانیم. دوست داریم به همت خیّران سال بعد بتوانیم برای تمام شرکت‌کنندگان در این جشنواره یک هدیه و جایزه هم در نظر بگیریم تا یادگاری کوچکی از این مسابقات داشته‌باشند.»


به خانه بر می‌گردند

سرای احسان مرکزی برای نگه‌داری و بازتوانی بیماران اعصاب و روان از 2 دهه قبل به حمایت خیران، خانه امید آسیب‌دیدگان اجتماعی شده است. کارتن‌خوابان مجهول‌الهویه و بیماران اعصاب و روان از خدمات این مرکز استفاده می‌کنند. مراکز درمانی ویژه بیماران روان، معمولاً در حوزه درمان و نگه‌داری آن‌ها فعال هستند، اما فعالیت این مرکز درمان، نگه‌داری، کاردرمانی و مهارت‌آموزی، بازتوانی و زمینه‌سازی برای بازگشت بیماران به خانواده و جامعه است. تمام خدمات هم رایگان و به همین دلیل اولویت پذیرش با بیماران بدون سرپرست یا خانواده‌های کم‌بضاعت است. مهم‌ترین خدمات این سرا اما طی 4 گام حمایتی در قالب 4 طرح اصلی4 طرح اصلی خانه‌های «یک چهارم راهی»، «نیمه راهی»، «احسان» و «بازگشت به خانه»  برداشته می‌شود. طرح‌های «خانه احسان» با هدف بازتوانی و تکریم بیماران برای بازگشت به جامعه است. سرای احسان از تیرماه سال 1392 تاکنون علاوه‌بر خدمات معمول مرکز شامل نگهداری و درمان بیماران روان، فرصت تجربه یک زندگی عادی را برای بیماران بازتوان فراهم می‌کند. 10 بیمار بازتوان این مرکز در یک خانه واقع در کهریزک که توسط موسسه اجاره شده است، زندگی مستقل اجتماعی را در قالب طرح «خانه احسان» تجربه می‌کنند. در 3 طرح نخست بیمار زندگی گروهی و فردی را در خانه‌های داخل سرا یا بیرون از سرا همراه با نظارت مستقیم و غیرمستقیم کارشناسان این مرکز تجربه می‌کند. نقطه ایده آل طرح اما «بازگشت به خانه» است. یعنی حال بیمار چنان بهبودیافته که می‌تواند زیر یک سقف، بی‌هیچ نگرانی همراه خانواده خود زندگی کند. مسئولان سرا می‌گویند یکی از بیماران مرکز به نام «ابوالفضل» به مرحله چهارم رسیده و اکنون نه تنها خودکفا که سرپرست خانواده خود شده و اداره خانواده برعهده اوست. مردی که روزی به عنوان بیمار اعصاب و روان به این مرکز سپرده شده بود، اکنون خانواده‌ای به او تکیه کرده است.

حامیان اصلی مردم هستند

«حسین نحوی‌نژاد»، معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور هم درباره برگزاری این جشنواره می‌گوید: «نخستین دوره این مسابقات در سال‌های گذشته توسط مرکز نگهداری بیماران مزمن سرای احسان برگزار شد و بر اساس گزارش‌ها نتیجه خوبی به دنبال داشته است. به همین دلیل تصمیم گرفتیم سازمان بهزیستی هم در برگزاری این جشنواره ورزشی مشارکت داشته باشد. بر اساس قانون حمایت از حقوق معلولان باید اماکن ورزشی به صورت رایگان در اختیار معلولان قرار بگیرد. امیدواریم این بخش از قانون هم توسط سازمان‌ها و دستگاه‌ها، اجرایی شود. برخی گزارش‌هایی که توسط مسئولان اعلام می‌شود که 27 درصد از شهروندان و مردم دچار اختلالات سلامت روان هستند. باید به این نکته اشاره شود و توجه داشت که این به معنای آن نیست که این افراد دچار اختلالات روانی و اگزیوفرمی هستند چرا که در کشور ما بین یک تا یک و نیم درصد از جامعه مبتلا به اگزیوفرمی هستند. در ارائه آمارها باید دقت کرد. متاسفانه برخی برنامه‌سازان سازمان صدا و سیما در برنامه‌های طنز معمولاً یک کارکتر معلول برای خنداندن مردم استفاده می‌کنند، این اتفاق بسیار بدی است. باید از حضور معلولان طوری برای برنامه‌سازی استفاده کرد که فرهنگ عمومی جامعه نسبت به معلولان به‌ویژه بیماران اعصاب و روان بهتر شود. همچنین امیدواریم افراد و مراکزی که می‌توانند در رسیدگی به وضعیت این قشر از جامعه به ما یاری رسانند با واحد مشارکت سازمان بهزیستی یا واحد مشارکت مراکز انتخاب شده توسط خودشان همکاری کنند.» نحوی‌نژاد با اشاره به اینکه 110 هزار نفر از معلولان و سالمندان در مراکز سازمان بهزیستی نگهداری می‌شوند، می‌گوید: «یک سوم هزینه این مراکز توسط دولت و دو سوم توسط مردم و خیران تأمین می‌شود.»


گزارشگر: نعیمه جاویدی


١٠:٤٦ - يکشنبه ٦ آبان ١٣٩٧    /    شماره : ٧٨٩    /    تعداد نمایش : ٨٦


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه خیریه حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی می باشد.